علامت تجاری منشور

روایت ها

متن کامل

ذهن سازمان یافته



دانیل لویتین

ترجمه: منشور

چه انگیزه ای موجب نوشتن "ذهن سازمان یافته" شد؟

دو کتاب اولم. یعنی "مغز شما و موسیقی" و "جهان در شش آهنگ" که هدف از آن ها توضیح دادن علوم اعصاب به عموم مردم بود. وقتی آن ها با تعجب پر فروش ترین کتاب ها شدند فهمیدم که مردم واقعا" تشنه درک بهتر مغزشان هستند. و ما دانشمندان مغز روی انبوهی از اطلاعات نشسته ایم که به خواننده معمولی نرسیده است. من همیشه علاقه مند به اوج توانایی بوده ام ، چرا برخی از افراد در زندگی بهتر از دیگران عمل می کنند. من کتاب "ذهن سازمان یافته" را نوشتم تا برخی از این یافته های علمی اعصاب را که در کسب و کار، رهبری، نیروی تولید، کاربرد دارد بگیرم و آن ها را با فرد معمولی مرتبط سازم.

چگونه "بار اضافی اطلاعات" را می سنجید؟

ما در عصر اضافه بار اطلاعات زندگی می کنیم. گوگل تخمین می زند که امروزه 300 اگزا بایت (300 با 18 صفر) اطلاعات تولید شده انسان در جهان وجود دارد. فقط چهار سال قبل 30 اگزابایت وجود داشت. ما در چند سال گذشته بیشتراز تمام تاریخ بشراطلاعات تولید کرده ایم. ما هرروز به طور متوسط پنج برابر سال 1986 - معادل 175 روزنامه - اطلاعات دریافت می کنیم. یوتیوب هرساعت، 6000 ساعت ویدئوی جدید را بار گذاری می کند. برای هر ساعت ویدئوی یوتیوب که تماشا می کنید، همین حالا 5999 ساعت عقب هستید!

اگر انجام چند کار با هم مغز ما را در هم می ریزد راه حل اضافه بار اطلاعات و مشکلات توجه ناشی از آن چیست؟

ما باید چشممان را ببندیم تا بتوانیم کانون توجهمان را بهتر کنترل کنیم. نشان داده شده تحمیل زمان هایی بدون ایمیل یا اینترنت که به ما اجازه دهد تمرکز را حفظ کنیم فوق العاده مفید بوده است. و استراحت - حتی 15 دقیقه تنفس هر دو یا سه ساعت - ما را در دراز مدت مثمر ثمر تر خواهد کرد. همچنین اولویت بندی کارها بسیار مهم است. چون بسیاری از ما متوجه می شویم وقتی داریم یک کاری را انجام می دهیم یک صدای آزار دهنده در سرمان پیدا می شود که می گوید باید کار دیگری را انجام دهیم. اگر به روشنی لیست کارهای خود را اولویت بندی کنید می دانید آنچه در حال حاضر مشغول انجامش هستید مهم ترین چیزی است که باید انجام دهید.

چرت بعد ازظهر چگونه می تواند به مغز ما کمک کند بهتر کار کند؟

مغز دارای یک حالت توجه به نام "حالت سرگردان ذهن" است که به تازگی شناخته شده است. این وقتی است که افکار به آسانی از یکی به دیگری، و غالبا" به افکار نامربوط، منتقل می شوند، بدون آن که بتوانید کنترل کنید کجا می روند. این حالت مغز مثل دکمه باز آرایی عصبی عمل می کند که به ما اجازه می دهد با دیدگاه جدیدی به سر کارمان برگردیم. افراد مختلف می بینند که به روش های مختلفی وارد این حالت می شوند: خواندن، قدم زدن درطبیعت، نگاه کردن به یک اثر هنری، مراقبه، و چرت زدن. حاصل یک چرت 15 دقیقه ای می تواند معادل افزایش ده رتبه در بهره هوشی باشد.

"مغز گستر ها" چه هستند و چگونه می توانند توانایی ما را برای تمرکز افزایش دهند؟

مغز گستر ها چیزهایی هستند که اطلاعات را از سر ما بیرون کشیده و وارد جهان مادی می کنند: تقویم ها، قلاب کلید درب ورودی، دفترچه های یادداشت، لیست کارهایی که باید انجام شود. اگر در گزارش هوا شناسی شنیدید که فردا قرار است باران بیاید به جای این که بیاد آورید با خودتان چتر ببرید و چتر را کنار درب ورودی قرار دهید - اکنون محیط به شما یادآوری می کند چترتان را بیاورید. نکته این است که همه این چیزها برای منابع عصبی موجود در مغز شما رقابت می کنند، افکار شما را به هم می ریزند، و عطف توجه تان را به آنچه در دسترس است دشوار تر می کند.

چگونه می توانیم فرزندانمان را برای مقابله با اضافه بار اطلاعات تربیت کنیم؟

گرچه این روز ها پیدا کردن اطلاعات آسان تر است اما پیدا کردن اطلاعات غلط، شبه واقعیت، عقاید بدون پشتوانه و حاشیه ای، و غیره از همیشه آسانتر است. به کودکان در سالهای اولیه باید یاد داده شود چه چیز به منزله شاهد است، چگونه می توان سوگیری ها یا تحریفات گزارشات روزنامه ها را تشخیص داد، و این که در منابع اطلاعاتی سلسله مراتبی وجود دارد. برای مثال در زمینه پزشکی، آزمایش کنترل شده ای که در یک مجله بررسی شده توسط همکاران منتشر می شود منبع بهتری است از یک بلاگ انجمن تولید کنندگان جینسنگ که مزایای سلامتی محصولاتش را تبلیغ می کند.

آیا شما آنچه را که موعظه می کنید در مورد سازماندهی ذهن خود به آن عمل می کنید؟

ها! خب همیشه جا برای اصلاح وجود دارد.اما من در مورد استفاده از تقویمم برای همه چیز که به زمان مربوط می شود خیلی بهتر شده ام - نه فقط برای قرار ملاقات ها بلکه مواردی که انجام آن ها موعد معینی دارد، همرا ه با ایجاد یادآوری های کوچک مثل این که " روی آن گزارش که مهلتش سه شنبه آینده است شروع به کار کن". من استراحت های بیشتری می کنم و هر روز یک چرت می زنم و دیگر دراین مورد احساس گناه نمی کنم. من مهم ترین چیز ها را صبح اول از همه انجام می دهم.

ممکن است به نظر برسد که دارم از یک برنامه خیلس سفت و سخت و سازمان یافته جانبداری می کنم اما نمی کنم. من در مورد چیز های ساده ای صحبت می کنم که همه ما می توانیم انجام دهیم.، مثل اولویت بندی. افرادی که این کار را می کنند متوجه می شوند که در زندگیشان برای خود جوشی و خلاقیت مدت بیشتری دارند، و برای گذراندن وقت با عزیزانشان فرصت زیاد تری دارند، برای این که قسمتی از روز را که به کار می پردازند بازده بیشتری دارد.

حالا که اینجا هستید ...

ازت یک خواهش کوچک دارم. که بپرسم. افرادی زیاد تراز قبل دارند روزنامه گاردین را می خوانند اما درآمد تبلیغات این ریانه به سرعت کاهش می یابد. و برخلاف بسیاری از سازمان های خبری، ما پرداخت حق اشتراک برای دسترسی هم نگذاشته ایم - ما می خواهیم روزنامه نگاریمان را حتی الامکان باز و آزاد نگه داریم. بنابر این ملاحظه می کنید که چرا باید از شما درخواست کمک کنیم. روزنامه نگاری مستقل و پژوهشی گاردین برای تولید نیاز به صرف زمان زیاد، پول و کارسخت دارد. اما ما این کار را می کنیم چون معتقدیم که دید گاه ما مهم است - چون ممکن است این دیدگاه شما هم باشد.

من از این که حق اشتراک برای دسترسی وجود ندارد قدر دانی می کنم: برای رسانه ها خیلی مردمی تر است که برای همه قابل دسترسی باشند نه این که کالایی باشد که عده محدودی آن را بخرند. من خوشحال می شوم کمکی بکنم تا دیگران با استطاعت کمتر بتوانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند.



منبع:www.theguardian.com