علامت تجاری منشور

روایت ها

متن کامل

پرندگان می توانند چیزهای زیادی در باره زبان انسان به ما بگویند



پرندگان

نوشته:Adam Fishbein



ترجمه: منشور

زبان، توانایی یادگیری کلمات و ترکیب آن ها در جملات معنی دار، در قلب چیزی است که به معنای انسان بودن است. ما زندگیمان را مثل عمو زاده های میمون بزرگمان (یعنی، شمپانزه) آغاز می کنیم ، و قادر به انجام کمی بیشتر از فریاد زدن هستیم. اما به سرعت یاد می گیریم کلمات والدین و همسالانمان را کپی کنیم. این قدرت تقلید صداها، که یادگیری آوایی نامیده می شود، به طور شگفت انگیزی نادر است. سایر میمون های بزرگ نمی توانند آن را انجام دهند. سگ ها یا گربه ها هم نمی توانند. در واقع، تنها پستاندارانی که نشان داده شده تلفظ صوتی را یاد گرفته اند آب بازان (دلفین ها و نهنگ ها)، باله پایان (فک ها و شیرهای دریایی)، فیل ها، و خفاش ها هستند.

از آن جا که نزدیک ترین بستگان ما نمی توانند صدای خود را تغییر دهند.، احتمالا" آخرین اجداد مشترک ما هم نمی توانند. چه چیز در انسان ها باعث شده که ما قدرت های زبانی خود را تکامل بخشیم؟ مغز اجداد ما چگونه تغییر پیدا کرد تا ما قادر به صحبت کردن شویم؟

این پرسش ها انگیزه پژوهش من هستند اما پاسخ دادن به آن ها مشکل است. دانشمندان نمی توانند سخن گفتن اجداد بدوی ما (یعنی، نوع بشر باستانی) را مطالعه کنندچون زبان گفتاری مانند استخوان فسیل نمی شوند (گرچه برای اعقاب ما میلیون ها سال دیگر از حال آسان ترخواهد بود وقتی ویدئوهای یوتیوپ و پادکست را حفاری کنند). مغز خیلی سریع می پوسد بنا براین ما قادر نیستیم ساختار عصبی انسان ماهر و انسان راست قامت را مطالعه کنیم.

پس پژوهشگران می خواهند من کجا به دنبال پاسخ بگردم؟ یک کلمه: پرندگان. یادگیری آواییدر میان پرندگان آوازه خوان، طوطی ها، مرغ های مگس خوار رایج است با توانایی هایی از پرندگان آواز خوان" گرفته (مثل، فینچ گور خری) که می توانند فقط یک آهنگ را یاد بگیرند تا طوطی ها ( مثلا"، خاکستری های افریقایی) که می توانند صدها کلمه انسان را تقلید کنند. و اگرچه پرندگان و انسان ها از لحاظ تکامل متجاوز از 300 میلیون سال فاصله دارند اما مناطقی از مغز پرندگان که یادگیری آوایی را کنترل می کند به طور قابل توجهی شبیه مناطق زبانی در مغز انسان است. این بدین معنی است که پرندگان و انسان ها دارای مکانیسم های عصبی مشابه برای تقلید صدا هستند.

من در تحقیقم مطالعه می کنم پرندگانی که آواها را یاد می گیرند چگونه الگوهای صدا را درک می کنند. الگوها را می توان به عنوان توالی واحد های پایه تصور کرد، چه کلمات باشند یا صدای پرنده و یااشکال هندسی. با استفاده از این چارچوب ما می توانیم زبان و آواز پرندگان را در یک سطح نگاه کنیم. اما چون من به زبان پرنده صحبت نمی کنم از پرندگان می خواهم به من بگویند چه الگوهایی را می توانند بشنوند. من آن ها را آموزش می دهم آزمونی مشابه آزمون شنوایی انسان را انجام دهند: به جای بالابردن دستشان به هنگام شنیدن یک صدا، به یک کلید نوک بزنند. با استفاده از این رویکرد، آزمایشگاه ما (آزمایشگاه علوم اعصاب رفتاری پرندگان در دانشگاه مریلند) نشان داده است که طوطی های کوچک دم دراز وقتی یک عنصر ازآهنگ درهم و برهم طولانی آن ها خارج از دستگاه نواخته می شود می توانند بشنوند و این بدان معنی است که آن ها قواعد دستورزبان مانند را در مورد این که آهنگشان چگونه باید تنظیم شود می دانند.

و من فقط یکی از دانشمندان زیادی در جهان هستم که توانایی های شناختی پرندگان یادگیرنده آوا را بررسی می کنند. تحقیقات هیجان انگیز با استفاده از این زبان شناسان پر دار ما را بیش از پیش به فهم این مطلب که چگونه مغز فاقد زبان می تواند به مغزی با زبان تکامل یابد، نزدیک تر می کند.

دانشمندان دانشگاه تگزاس جنوب غربی و دانشگاه دوک اخیرا" مسیر جدیدی را در مغز مرغ آوازه خوان بوسیله درخشش نورون های شلیک شده کشف کرده اند. آن ها ویروسی را در نورون هایی تزریق کردند که منطقه ای مهم برای تولید آهنگ را به منطقه ای مهم برای شنیدن آهنگ وصل می کند این ویروس سبب می شود هر بار که سلول های مغز به هم برخورد می کنند یک پروتئین نور افشان خود را نشان دهد و محققان دریافتند هر بار که پرندگان می خواندند نورون ها می درخشیدند. این بدین معنی است که نورون ها دستور العمل هایی را در باره نحوه آواز خواندن به نورون هایی منتقل کنند که چیزی را که خوانده می شود می شنوند. این بازخورد از سیستم موتور به سیستم شنوایی اجازه می دهد که یک پرنده آموزنده، مثل طوطی استرالیایی خانگی شما، پیش بینی کند چیزی که از منقارشان بیرون بیاید خواهد شنید. و در نتیجه، آهنگ مورد علاقه شما را بهتر تقلید خواهد کرد. احتمالا" مسیر های مشابهی هم در مغز انسان به ما کمک می کند یاد بگیریم و کلمات گفتاری را حفظ کنیم.

پژوهشگران دانشگاه لیدن تفاوت های مهمی را در نحوه گوش دادن پرنده آوازه خوان (یعنی فینچ های گرخری) و طوطی (یعنی طوطی کوچک دم دراز) به الگو های صدا کشف کرده اند. آن ها به پرندگان آموزش دادند وقت تکرار صداهایی را به ترتیب خاصی، XXY، می شنوند به یک کلید نوک بزنند و وقتی ترتیب متفاوتی، XYX، را شنیدند نوک زدن را متوقف کنند. هنگامی که پرندگان متوجه تفاوت شدند پژوهشگران آهنگ جدیدی را در داخل همان الگو قرار دادند و طوطی های دم دراز بازهم برای نظم درست XXY نوک می زدند در حالی که فینچ ها این کار را نکردند.. این بدین معنی است که طوطی ها می توانند الگوهای انتزاعی آهنگ ها را یاد بگیرند که این در حیوانات یک توانایی بسیار نادر است و در انسان برای فراگیری زبان بنیادی است. مثلا" ما برای درک رابطه بین کلمات در یک جمله فاعل-فعل-مفعول از الگوهای انتزاعی استفاده می کنیم صرف نظر از این که چه کلماتی در این قالب قرار می گیرند.

این تفاوت ها در گوش دادن فینچ گورخری و طوطی دم دراز به الگوهای صدا می تواند با تفاوت های جالب مغز مرغ آوازه خوان و طوطی توضیح داده شود. یک گروه بزرگ بین المللی پژوهشگران، بعد از مقایسه مغز گونه های زیادی از طوطی و مرغ آوازه خوان چنین فرض کردند که طوطی ها مثل مرغ های آوازه خوان دارای یک سیستم "هسته" آهنگ هستند اما علاوه بر آن یک سیستم منحصر به فرد "پوسته" را تکمیل کرده اند که توانایی یادگیری صوتی را افزایش می دهد. به همین ترتیب، مغز انسان ممکن است مدارهای جدید مرتبط با زبان راروی مدار اجداد اولیه انسان تشکیل داده باشد.

ما اینک بعد از دهه ها تحقیق، در باره یادگیری آوایی پرندگان بیشتر از همیشه می دانیم که سر نخ های ارزشمندی را در باره این که چگونه انسان به یادگیری زبان مجهز شد. با وجود این، هنوز چیز های زیادی هست که باید کشف کنیم و من فکر می کنم پرندگان کلید درک تکامل زبان هستند. بدون آن ها، درخت ها و آسمان ها کمتر رنگارنگ و آهنگین می شدند و شانس ما برای کشف نحوه تکامل زبان انسان کمتر می شد. بنابراین، نهایتا" وقتی داستان تکامل زبان کامل شد برای تشکر از پرندگان آماده باشید.



منبع:blogs.scientificamerican.com

ترجمه مقالات مفید منابع معتبر علمی در زمینه های گوناگون علمی، فنی، و اجتماعی را در منشوربخوانید

آنچه را که می خواهید درباره اجاره خودرو بدانید در سایت اجاره خودرو بخوانید و از چگونگی وضعیت آن بیشتر مطلع شوید