علامت تجاری منشور

روایت ها

متن کامل

حباب ا قتصادی





ترجمه: منشور

حباب اقتصادی یا حباب دارایی (که گاهی اوقات حباب سوداگرانه، حباب بازار، حباب قیمت، حباب مالی، جنون سوداگرانه، یا بادکنک هم گفته می شود) تجارت در یک دارایی به قیمت یا محدوده قیمتی است که بسیار متفاوت از ارزش واقعی دارایی است. در ضمن می توان آن را به عنوان وضعیتی تعریف کرد که در آن بنظر می رسد قیمت دارایی مبتنی بر دید گاه های نا معقول و نا سازگار در مورد آینده است. حباب های دارایی به دهه 1600 بر می گردد و اینک به صورت گسترده ای به عنوان ویژگی تکراری تاریخ اقتصادی مدرن شناخته می شود.

از آنجایی که مشاهده ارزش واقعی در بازار های واقعی غالبا" مشکل است، حباب ها اغلب به طور قطع تنها در گذشته، وقتی کاهش ناگهانی قیمت اتفاق افتاده است، شناسایی می شوند. چنین سقوط ناگهانی به عنوان فروپاشی یا ترکیدن حباب شناخته می شود. هم مرحله رونق و هم ترکیدن حباب نمونه هایی هستند از مکانیسم بازخورد مثبت، در مقایسه با مکانیسم بازخورد منفی که قیمت تعادلی را تحت شرایط معمول بازار تعیین می کند. در یک حباب اقتصادی قیمت ها می توانند به تناوب نوسان داشته باشند و پیش بینی آن ها ازعرضه و تقاضا به تنهایی غیر ممکن است.

در حالی که برخی اقتصاد دانان وقوع حباب را انکار می کنند علل ایجاد حباب ها مورد بحث کسانی است که متقاعد شده اند قیمت دارایی غالبا" با ارزش واقعی شدیدا" اختلاف دارد. توضیحات زیادی مطرح شده است و تحقیقات اخیرا" نشان داده است که حباب ها ممکن است حتی بدون عدم قطعیت، حدس و گمان، یا عقلانیت محدود هم اتفاق بیفتد. در چنین مواردی ممکن است گفته شود که حباب ها منطقی هستند وقتی سرمایه گذاران بخاطر احتمال سقوط حباب با افزایش بازده در هر مقطعی به طور کامل جبران خسارت می شوند. این رویکرد ها مستلزم زمان بندی احتمالی سقوط حباب مدل سازی فرایند حباب با استفاده از مدل سوئیچینگ مارکف است. توضیحات مشابهی نشان می دهد که حباب ها ممکن است در نهایت بوسیله فرایندهای هماهنگی قیمت ایجاد شوند.

نظریه های جدید تری از تشکیل حباب دارایی نشان می دهد این حوادث نشأت گرفته از جامعه شناسی هستند. برای مثال، توضیحات بر هنجار های اجتماعی جدید و نقشی که داستان ها یا روایت های فرهنگی در این وقایع بازی می کنند متمرکز شده است.

منشأ این اصلاح

اصطلاح حباب در ارتباط با بحران مالی ریشه در حباب دریای جنوب بریتانیا در 1711-1720 دارد و در اصل به خود شرکت ها و سهام متورم آن ها اطلاق می شد تا به خود بحران. این یکی از ابتدایی ترین بحران های مالی بود؛ به سایر رخداد ها "شیدایی یا جنون" می گفتند، مثل شیدایی گل لاله هلندی. این استعاره نشان می داد که قیمت سهام تورمی و شکننده است- و بر اساس هیچ چیز جز هوا گسترش پیدا نمی کند و در مقابل یک انفجار ناگهانی آسیب پذیر است، همان طور که واقعا" اتفاق افتاده است.

برخی از مفسران بعدی این استعاره را به ناگهانی تعمیم داده اند و عقیده دارند حباب های اقتصادی یک باره به پایان می رسد و مثل آنچه برای حباب ها هنگام ترکیدن اتفاق می افتد مقدمه ای ندارند اگر چه نظریه های بحران های اقتصادی، مثل بدهی کاهش قیمت و فرضیه بی ثباتی مالی، در عوض پیشنهاد می کند که حباب ها به تدریج می ترکند و آسیب پذیر ترین ( قدرتمند ترین) دارایی ها ابتدا سقوط می کنند و سپس سقوط به سراسر اقتصاد گسترش می یابد.

تأثیر

تأثیر حباب های اقتصادی در بین و در درون گروه های اندیشمند اقتصادی مورد بحث است که مفید به نظر نمی رسند اما بحث می شوند تشکیل و انفجار آن ها تا چه حد مخرب است.

در جریان اصلی اقتصاد بسیاری معتقدند که حباب ها را نمی توان از پیش شناسایی کرد، نمی توان مانع تشکیل آن ها شد، و تلاش برای ایجاد روزنه در حباب ممکن است موجب بحران مالی شود، و این که مسئولین باید در عوض صبر کنند تا حباب به خودی خود بترکد و پس از آن از طریق سیاست پولی و سیاست مالی با آن برخورد کنند.

در حوزه اقتصادی اتریش، در نظر گرفته می شود که حباب های اقتصادی تأثیر منفی بر اقتصاد دارند چون به تخصیص نا متناسب منابع به استفاده های نا مطلوب تمایل دارند و این مبنای نظریه چرخه کسب و کار اتریش را تشکیل می دهد.

رابرت ای رایت ( Robert E. Wright)، اقتصاد دان سیاسی معتقد است که حباب ها می توانند قبل از وقوع با اطمینان زیاد شناسایی شوند.

علاوه بر این، سقوطی که معمولا" به دنبال حباب اقتصادی پیش می آید می تواند ثروت زیادی را نابود کند و موجب بی ثباتی اقتصادی مداومی شود. این دید گاه به خصوص مرتبط به نظریه بدهی کاهش قیمت ایروینگ فیشر (Irving Fisher) است و در اقتصاد پسا کینزی توسعه یافته است.

بازده بازار آتی به دلیل یک دوره طولانی بازده کم خطر می تواند به سادگی رکود در کاهش قیمت دارایی را طولانی تر کند نظیر آنچه در رکود بزرگ دهه 1930 برای اکثر کشور های دنیا و در دهه 1990 برای ژاپن اتفاق افتاد. نه تنها دوران پس از سقوط می تواند اقتصاد یک ملت را ویران کند بلکه اثرات آن می تواند به فراتر از مرزهایش منعکس شود.

تأثیر بر هزینه ها

یکی دیگر از جنبه های مهم حباب های اقتصادی تأثیر آن ها بر عادات خرج کردن است. شرکت کنندگان در بازار با دارایی های بیش از حد تمایل دارند بیشتر خرج کنند چون احساس می کنند ثروتمند ترند. بسیاری از ناظران به عنوان مثالی از این تأثیر به بازار اخیر مسکن در انگلستان، استرالیا، نیو زلاند، اسپانیا و بخشی از امریکا اشاره می کنند. وقتی این حباب ناگزیر بترکد کسانی که به این دارایی های بیش از حد را در اختیار دارند معمولا" احساس کاهش ثروت را تجربه می کنند و در همان زمان شروع به کاهش مخارج اختیاری می کنند که مانع رشد اقتصادی شده و یا بد تر از آن، رکود اقتصادی را تشدید می کنند.

در اقتصادی که یک بانک مرکزی دارد، بانک ممکن است سعی کند مراقب ترقی ارزش دارایی باشد و اقدامات لازم را در جهت ممانعت از فعالیت های بسیار پر مخاطره دارایی های مالی انجام دهد.این کار معمولا" با افزایش نرخ بهره انجام می شود ( یعنی، هزینه قرض گرفتن پول). (به لحاظ تاریخی، این تنها روشی نیست که بانک های مرکزی در پیش می گیرند.استدلال شده که آن ها باید دور بایستند و بگذارند حباب، اگر هست، مسیر خود را طی کند.)

دلایل احتمالی

در حالی که توضیح روشنی در مورد نحوه تشکیل حباب ها وجود ندارد شواهدی وجود دارد که نشان می دهد که آن ها از عقلانیت محدود یا فرضیاتی در باره غیر منطقی بودن دیگران، آن چنان که توسط نظریه احمق تر از من تصور می شود، ناشی نمی گردند. ضمنا" نشان داده شده که حباب ها حتی وقتی که شرکت کنندگان در بازار کاملا" قادر به قیمت گذاری درست دارایی هستند ظاهر می شوند. علاوه بر این، نشان داده شده که حباب ها حتی وقتی ظاهر می شوند که گمانه زنی امکان پذیر نیست و یا اطمینان بیش از حد وجود ندارد.

نظریات جدید تر در مورد تشکیل حباب دارایی نشان می دهد که آن ها احتمالا" رویداد های مبتنی بر جامعه شناسی هستند و لذا توضیحاتی که صرفا" شامل عوامل بنیادی یا برش هایی از رفتار انسان هستند در بهترین شرایط ناقص می باشند. برای مثال،پژوهشگران کیفی، پرستون تیتر (Preston Teeter) و جورگن سندبرگ (Jorgen Sandberg) استدلال می کنند که روایت های فرهنگی محور که عمیقا" درنهاد های غالب زمان نهفته است و تحت حمایت آن هاست محرک گمانه زنی بازارند. آن ها عواملی چون حباب های دوره های نوآوری، اعتبار آسان، مقررات آبکی، و سرمایه گذاری بین المللی به عنوان دلایلی ذکر می کنند که باعث می شود روایت ها چنین نقش مؤثری در رشد حباب هاب دارایی بازی کنند.

عمده ترین عوامل مؤثر عبارتند از:

نقدینگی بیش از حد در نظام مالی که باعث استاندارد های سست یا نا مناسب وام دادن توسط بانک ها و آسیب پذیر کردن بازار با بی ثبات نمودن تورم قیمت دارایی به دلیل گمانه زنی اهرمی کوتاه مدت می شود.

عوامل اجتماعی روانی از قبیل "نظریه احمق تر از من" که اظهار می دارد محرک حباب ها رفتار شرکت کنندگان همیشه خوش بین بازار (احمق ها) است که دارایی های گران قیمت را می خرند به گمان این که آن ها را به سایر دلالان ( احمق های بزرگتر) به قیمت بسیار بالاتر بفروشند؛ استنتاج که داده های تاریخی را بر همان اساس به آینده تعمیم می دهد؛ دنباله روی که سرمایه گذاران تمایل به تبعیت از سایر سرمایه گذاران و خرید یا فروش در جهت روند بازار دارند؛ خطر اخلاقی که احتمال این است که فردی خطر ناپذیر ممکن است چنانچه در معرض خطر قرار گیرد رفتار متفاوتی داشته باشد.

سایر دلایل عبارتند از تورم، بالا رفتن ارزش بنیادی دارایی، موقعیت های بحرانی بازار بر اساس آگاهی رسانی عوامل اقتصادی، و عواقب ناشی ازارزش گذاری غیر معقول دارایی تنها بر اساس بازده سال های اخیر.

یک ثبات واقعی تمام حباب ها این است که آن ها موجب تقاضا و تولید اضافه می شوند. وقتی حباب دفع می شود باید منجر به انقباض یا انحلال شود تا این مقدار اضافی را کاهش دهد. دو نمونه آن حباب dot-com و حباب اخیر مسکن است. در هر دو مورد ادغام های عظیم تجاری، ورشکستگی ها، و نابود شدن ارزش دارایی را به همراه داشته است.

شناسایی حباب های دارایی



حباب ها

حباب اقتصادی یا قیمت دارایی اغلب با یک یا چند مورد زیر مشخص می شود:

تغییرات غیر معمول در معیار های واحد یا ارتباط میان معیار ها ( برای مثال، نسبت ها) نسبت به سطوح تاریخی آن ها. برای مثال، در حباب دهه 2000 مسکن، قیمت مسکن نسبت به درآمد به طور غیر معمولی بالا بود. در مورد سهام، قیمت نسبت به درآمد معیاری است برای قیمت سهام نسبت به در آمد شرکت ها؛ مصرف بالاتر نشان می دهد سرمایه گذاران برای هر دلار در آمد، رقم بیشتری را می پردازند.

استفاده بالا از پول قرضی برای خرید دارایی، مثل خرید سهام از طریق سود ناخالص یا خانه با پیش پرداخت کمتر.

قرض دادن و گرفتن با ریسک بالاتر، مثل دادن وام به وام گیرندگانی که کیفیت اعتبار آن ها از نمرات پایین تری برخوردار است (برای مثال، وام گیرندگان بدون پشتوانه)، همراه با وام های مسکن با نرخ تعدیل شده و وام های "فقط بهره".

توجیه تصمیمات وام گرفتن، قرض دادن، و خرید بر اساس افزایش قیمت مورد انتظارآینده به جای توانایی قرض گرفتن برای باز پرداخت.

توجیه قیمت های دارایی با استدلال های فزاینده ضعیف، مثل "این بار فرق دارد" یا "قیمت خانه ها فقط بالا می رود".

حضور چشمگیربازاریابی یا پوشش رسانه ای در مورد دارایی

انگیزه هایی که عواقب رفتار بد یک فعال اقتصادی را متوجه دیگری می کنند ، مثل دادن وام های مسکن به افرادی با توانایی باز پرداخت محدود چون وام مسکن می تواند فروخته شود یا بدیل به اوراق بهادار می شود و عواقب ناشی از مبتکر آن به سرمایه گذار منتقل می شود.

عدم تعادل تجارت بین المللی (حساب جاری) که موجب افزایش بیش از حد صرفه جویی در سرمایه گذاری شده و بی ثباتی جریان سرمایه بین کشور ها را افزایش می دهد. برای مثال، جاری شدن پس انداز ها از آسیا به امریکا یکی از محرک های حباب مسکن در دهه 2000 بود.

محیطی با نرخ بهره کمتر، که باعث تشویق قرض دادن و قرض گرفتن می شود.



منبع: ipfs.io

از رتبه بندی و قیمت تقریبی خودرو های معروف جهان در سایت منشورمطلع شوید