علامت تجاری منشور

روایت ها

متن کامل

تغذیه بیش از حد و تغذیه ناکافی: افراط های تغذیه جهانی



چاقی و لاغری


نوشته: Joseph Chamie



برگردان منشور

افراط های تغذیه جهانی از فقر مزمن غذایی گرفته تاچاقی، دنیایی دوقطبی از صدها میلیون افراد پرخور و افرادی با فقر تغذیه را بوجود آورده است. از 7.5 میلیارد جمعیت جهان، نسبت افرادی که از فقر مزمن تغذیه رنج می برند به افرادی که مبتلا به چاقی هستند برابر است، تقریبا" 11 درصد یا رویهم رفته 1.6 میلیارد نفر. اما، مثل اکثر میانگین های جهانی، سطح فقر مزمن و چاقی در میان مناطق مختلف و کشور ها بسیار متفاوت است.

از شاخص های مختلف می توان برای تعیین سطوح فقر مزمن تغذیه، از جمله مصرف کالری ، فقر، مرگ و میر، اندازه وزن و قد، ضعف کودک، عقب ماندگی رشد کودک و نیز شاخص های ترکیبی استفاده کرد. در این تحلیل، تمرکز بر روی فقر تغذیه است، بدین معنی که شخص قادر نیست غذای کافی برای برآورده کردن حداقل نیاز انرژی غذایی روزانه خود طی یک سال بدست آورد.

تقریبا" تمام آن هایی که فقر مزمن تغذیه دارند، بیش از 800 میلیون نفر، در کشورهای در حال توسعه، عمدتا" افریقا و آسیا، زندگی می کنند و بقیه آن ها، حدود 15 میلیون نفر ساکن کشورهای توسعه یافته هستند.

جمعیت حدود 40 کشور با کمبود جدی مواد غذایی مواجهند. حدود یک سوم جمعیت بسیاری از این کشور ها، مثل هائیتی، زامبیا، جمهوری آفریقای مرکزی، نامیبیا، کره شمالی، و چاد از گرسنگی رنج می برند.


گرسنگی

سطح فقر تغذیه می تواند در کشور های مختلف هم متفاوت باشد. به عنوان مثال، در حالی که طبق گزارش ها میزان افراد گرسنه در نیجریه در مقایسه با سایر کشور های در حال توسعه کمتر است، حدود 7 در صد، اکثر جمعیت ساکن منطقه جنوبی آن در معرض خطر قحطی قرار دارند.

در هند و چین هم نسبت افرادی که فقر تغذیه دارند نسبتا" کم است، به ترتیب 15 در صد و نه درصد. اما، به علت جمعیت بسیار زیادشان، این دو کشور آسیایی سهم بزرگی از جمعیت گرسنه جهان را تشکیل می دهند، حدود 40 درصد و یا 330 میلیون نفر. سایر کشورهایی که ده ها میلیون نفر با فقر تغذیه دارند عبارتند از بنگلادش، اتیوپی، اندونزی، پاکستان، فیلیپین، و تانزانیا.

در چهار کشور - نیجریه، سومالی، سودان جنوبی، و یمن - با بیش از 20 میلیون نفر که با گرسنگی و قحطی مواجهند کمبود غذا بسیار شدید است. علاوه براین، اعتقاد بر این است که جمعیت کشورهایی که اطلاعات کافی در مورد فقر تغذیه ندارند با کمبود جدی مواد غذایی مواجه هستند از جمله بوروندی، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبی، سودان، و سوریه.

اخیرا"ونزوئلای بحران زده نیز کمبود گسترده مواد غذایی را تجربه می کند. با افزایش سریع قیمت مواد غذایی، گزارش شده است که تقریبا" 90 در صد مردم ونزوئلا قادر به خرید مواد غذایی کافی نیستند و تخمین زده می شود که نزدیک به سه چهارم آن ها طی سال گذشته، وزن از دست داده اند.


گرسنگی

ازسوی دیگر، افراط در مصرف مواد غذایی علت چاقی است. به طور کلی، چاقی به معنی تجمع چربی بیش از حد که سلامتی را به خطر می اندازد، تعریف شده است. واحد رایج سنجش چاقی جمعیت، شاخص توده بدن است که عبارت است از وزن شخص ( به کیلوگرم) تقسیم بر مربع قدش (به متر). در اکثر موارد شاخص 30 یا بیشتر چاق محسوب می شود.

نزدیک به 11 در صد جمعیت جهان، یا تقریبا" 780 میلیون نفر چاق هستند. طبق گزارش ها، میزان بالای چاقی معمولا" مربوط به بیش از 25 در صد افراد 15 سال به بالای جمعیت بسیاری از کشور های توسعه یافته و برخی کشورهای در حال توسعه می باشد.

بالاترین میزان چاقی که معمولا" کمتر از 40 درصد بزرگسالان نیست، در جزایر کوچک اقیانوس آرام مشاهده شده است. سایر کشورها با میزان بالای چاقی افراد 15 سال به بالا عبارتند از: امریکا (38در صد)، عربستان (34 درصد)، مکزیک (32 در صد)، نیوزیلند (31 در صد)، مجارستان (30 در صد)، استرالیا (28 در صد)، انگلستان ( 27 در صد)، افریقای جنوبی (27 در صد)، و کانادا (26 در صد). در مقابل، کمترینمیزان چاقی در میان کشورهای آسیایی مشاهده می شود: ژاپن (4 در صد)، هند (5 در صد)، کره جنوبی (5 در صد)، اندونزی (6 در صد)، و چین (7 در صد).

کشوری که بیشترین تعداد افراد چاق 15 سال به بالا دارد ایالات متحده امریکاست، تقریبا" 100 میلیون نفر. درمکان های دوم و سوم چین با 80 میلیون نفر و هند با 50 میلیون نفر قرار دارند. این سه کشور رویهم رفته 30 در صد جمعیت چاق 15 سال به بالا را تشکیل می دهند.

مثل فقر مزمن تغذیه، میزان چاقی در داخل هر کشور بسته به جنس، منطقه، درآمد، و گروه اجتماعی به میزان قابل توجهی متفاوت است. در اکثر کشورها، از جمله برزیل، چین، هند، اندونزی، مکزیک، روسیه، ساموآ، عربستان سعودی، افریقای جنوبی، ترکیه، و امریکا، میزا چاقی زنان بیشتر از مردان است. در سطح جهانی، تقریبا" یک مرد از هر ده مرد و یک زن از هر هفت زن چاق هستند.

همچنین در میان گروه های اجتماعی عمده، برای مثال در ایالات متحده، میزان چاقی می تواند کاملا" متفاوت باشد. بالاترین میزان چاقی در امریکا در بین سیاه پوستان است (48 در صد)، و بدنبال آن امریکایی های اسپانیایی (42 درصد)، و امریکایی های آسیایی (12 در صد).

از زمانی که اپیدمی چاقی آغاز شد هیچ کشوری روند معکوس ندیده است. در حالی که در سال 1980 کمتر از یک نفر در هر 10 نفر ساکنان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی چاق بودند در دهه های بعد این میزان دو برابر یا سه برابر شده و همچنان در حال افزایش است.

پیش بینی شده سطح چاقی در سال های آینده بالا تر رود، به خصوص این که چاقی بین کودکان در سطح جهانی افزایش قابل توجهی یافته است. برای مثال، چاقی کودکان در امریکا از دهه 1970 بیش از سه برابر شده است و حالا از هر 5 کودک دبستانی یکی چاق است. همچنین، طبق گزارش اخیر کشور های اروپایی میزان چاقی در نوجوانان بیشتر از بزرگتر ها است.

چاقی دوران کودکی یکی از جدی ترین چالش های بهداشت عمومی است چون کودکان را در معرض خطر بزرگتر دیابت نوع 2، آسم،مشکلات اسکلتی عضلانی، و بیماری قلبی عروقی در آینده، و نیز گریز از مدرسه، مشکلات روانی، و انزوای اجتماعی قرار می دهد. برخی معتقدند برای این که بتوان مسأله چاقی کودکان را بررسی نمود باید آن را یک بیماری قلمداد کرد.

هر دو افراط تغذیه، چه فقر مزمن و چه چاقی، چالش های جهانی هستند که بر سلامت بیش از یک پنجم انسان ها تأثیر می گذارد. فقر گسترده مزمن تغذیه، به خصوص در افریقا و آسیا، به افزایش سطح فلاکت، از رشد بازماندن کودکان، ناخوشی، مرگ و میر زود رس کمک کرده است. بسیاری به این نتیجه رسیده اند که کمبود مواد غذایی کنونی که تقریبا" یک میلیارد نفر را در بر گرفته بزرگترین بحران انسانی از زمان پایان جنگ دوم جهانی است.

همچنین، اپیدمی چاقی در حال گسترش در سراسر جهان است. تعداد روز افزونی از مردان، زنان، و کودکان با خطرات فزاینده سلامتی، از جمله بیماری های قلبی عروقی (عمدتا" بیماری قلبی و سکته مغزی)، دیابت نوع 2، فشارخون بالا، اختلالات اسکلتی عضلانی، مشکلات تنفسی، و برخی از سرطان ها مواجه هستند که غالبا" منجر به ناتوانی قابل ملاحظه و مرگ نا بهنگام می شود. چاقی علاوه بر عواقب جدی سلامتی، هزینه های اقتصادی زیادی دارد، از جمله مراقبت های بهداشتی، غیبت شغلی، بهره وری شغلی کمتر و معلولیت.

مسلما"، مطالب زیادی گفته و نوشته شده و اقدامات فراوانی در خصوص فقرمزمن تغذیه و چاقی انجام گرفته است. تمرکز سازمان های متعدد محلی، ملی، و بین المللی روی این دو چالش تغذیه است، سیاست ها، توصیه ها، و اهداف مختلفی اتخاذ شده، و برنامه هایی برای رسیدگی به این مشکلات تنظیم شده است. به خصوص، جامعه بین المللی ملل، تعهداتی برای از بین بردن گرسنگی، دستیابی به امنیت غذایی، و تغذیه بهتر تا سال 2030 و نیز ترویج و حفاظت از سلامت از طریق رژیم غذایی مغذی، تغذیه سالم، و افزایش فعالیت بدنی سپرده است.

با وجود این، علیرغم نگرانی های ابراز شده، اهداف قابل ستایش، افزایش هزینه ها، و تلاش های قابل تحسین، دو پرسش مهم در مورد فقر تغذیه و چاقی عمدتا" بی جواب مانده است. با میلیون ها نفر افرادی که قادر به رشد نیستند یا نمی توانند مواد غذایی کافی بخرند و به فقر مزمن تغذیه دچار می شوند چه بایدکرد؟ با میلیون ها نفر افرادی که انقدر وزن اضافه می کنند که دچار چاقی می شوند چه باید کرد؟

تا زمانی که این دو سئوال اساسی به طور مؤثر حل شود، افراط های تغذیه جهانی که همان فقر مزمن تغذیه و چاقی است به احتمال زیاد همچنان در آینده ادامه می یابد.



منبع:www.globalissues.org